سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
178
طب در دوره صفويه ( فارسى )
همانطور كه قبلا نيز اشاره شد ايرانىها معتقد بودند كه خون وريدها داراى مركز مستقلى است و اين خون علاوه بر رساندن جوهر طبيعت به سراسر بدن غذاى جذب شده در شكم را نيز به نقاط مختلف بدن مىبرد . اين غذا به علت حرارت ذاتى بدن تبديل به خون مىشود و سپس در صورت لزوم توسط عضلات و اندامها دوباره مبدل به غذا مىگردد و اين فعل و انفعالات هم فقط وقتى صورت مىگيرد كه سلامت بدن در نهايت توازن و تعادل باشد اگر حرارت بدن زيادتر از حد معمول باشد غذا به جاى آن كه تبديل به خون بشود مبدل به زردآب مىگردد . طحال كه آن را سياهآب نيز مىناميدند مركز اصلى توليد خون محسوب مىشد . برطبق اين فرضيه خون موجود در وريدها حاوى كليه خلطها بوده و فصد تصفيه كامل بدن محسوب مىگشت به اين ترتيب اگر پزشكى تشخيص مىداد كه بيمار گرمىاش كرده است و او را فصد مىكرد علاوه بر گرمى مورد نظر مقدارى سردى نيز از بدن او خارج مىگرديد اما از آن جا كه بيمار گرمىاش كرده بود ميزان گرمى كه از بدن وى خارج مىگرديد نسبت به ميزان سردى خيلى زيادتر بود . انتخاب رگ براى فصد كار بىاهميتى نبود به طور كلى فرض بر اين بود كه از دورترين رگ به محل عارضه و ناراحتى مىبايست خون گرفته مىشد و اين همان فرضيهاى است كه در اروپا به نام « فرضيه تحول « 9 » » مشهور شده و مدرسه طب پاريس نيز با آن موافقت داشت اما مدارس طب انگلستان و ايتاليا مخالف آن بودند و چنين مىپنداشتند كه خونگيرى و فصد بايد از نزديكترين رگ به محل عارضه انجام شود و فرضيه خود را « فرضيه انحراف « 10 » » مىناميدند . نه تنها محل فصد ، بلكه فصل ، روز ، ساعت و حتى چه روزى از هفته نيز واجد اهميت محسوب مىگشت و بر اين مجموعه بايد وضع ماه در آسمان را نيز اضافه كرد غياث الدين بن محمد اصفهانى در اين باره چنين مىنويسد : . . . . و بهترين اوقات از جهت فصد فصل ربيع است و دموى مزاج را در اول فصل ربيع فصد بايد كرد و مرطوب را در اواخر بهار ربيع و معتدل المزاج را در وسط اين فصل و محرورى را در اول ربيع و خداوند عرق النسا را در اول سرطان گفتهاند كه آن اول فصل تابستان است و در اين فصل فصد روزى بايد كرد كه هوا معتدل باشد و در وسط فصل پائيز از جهت حفظ الصحه فصد واجب باشد و بالجمله بحدس صنايعى تصرفات بايد كرد و بهترين اختيارى از جهت اخراج دم آن است كه نير اعظم پانزده درجه از برج حمل قطع كرده باشد در سيم ساعت زمانى از آن روز در ساير زمان چون بفصد حاجت شود و روز شانزدهم و هفدهم از آن ماه اختيارست بنا بر آنكه روز چهاردهم قمر از ممتلى باشد و اخلاط در بدن محرك باشد و ميل به ظاهر جلد كرده و عروق دقيق و شعبات او از دم ممتلى باشد در آن وقت دم محمود و صافى بيشتر خروج كند و در حين فصد چند نوبت دهن عرق را نگاه بايد داشت تا خون
--> ( 9 ) - Revolution Theory ( 10 ) - Diversion Theory